X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
777089


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1383
یکسال گذشت ...



                  و عشق ُ‌تنها عشق
                    مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ...
                         مرا رساند به امکان یک پرنده شدن 
                                   
                                   قربون سهراب برم با این شعرهای نابش!


یکسال گذشت !

۳۵۶ روز پیش در فردا روزی بود که من وبلاگ نویسی رو شروع کردم ....
اولین پست رو می تونید اینجا ببینید ! همش دو خط نوشته بودم !
آخی ....خودمونیم  چه بچه باحالی بودم اون موقع ها! یادش به خیر....

الان که اولین پست های وبلاگ نگاه می کنم.........

دو سال پیش بود که با دنیای وبلاگ نویسی آشنا شدم  ُ‌ اما یکسال پیش وقتی با
بلاگ اسکای آشنا شدم تصمیم گرفتم شروع به نوشتن کنم اونم فقط به خاطر ....

نمیدونم سال دیگه این موقع کجا هستم ! شاید اون موقع وقتی نوشته های الانم رو
باز بخونم بگم .. یادش بخیر اون موقع ها چقدر پاک تر بودم... قدر الانم رو نمیدونم! 

فردا روز تولد این دوست عزیز هم هستش .... تولدت مبارک باشه ..
همزمان با تولد این بلاگ هستش ...

مصطفی جان هم که به سلامتی برگشت :)‌

اینم آهنگ   love story

اینم فلش زیبا و فرامونش نشدنی غوغای ستارگان ..... لینک از صبا .

 



 


چهارشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1383
تردید ....


 

bebinesh , hatman


 

 

دیروز از صبح با یکی از دوستام رفته بودم نمایشگاه کتاب و تا غروب اونجا بودیم....

با وجود این باز نتونستیم به طور  کامل همه سالن ها رو ببینیم ........

اول سالن مطبوعات سر زدیم ... بعدش رفتیم نمایشگاه عکس بام شکسته بم که واقعا

عکس های توی این نمایشگاه بود که عمق فاجعه رو توی بم نشون می داد.

 

کاش دوربین دیجیتال بود تا  اون عکس ها رو اینجا می گذاشتم ...

توی یکی از عکس ها رو یه دیوار نیمه خراب نوشته شده بود ....

 

" آقا قربان من جسد خانومت ، دو تا دخترات ، خواهر زاده و ......... جمعا شش نفر رو پیدا کردم

و دفن کردم ..... "  از طرف .....

 

البته به طور دقیق متن  نوشته رو  به یاد ندارم ..

 

بعد دو  ساعتی توی سالن نشر الکترونیک بودیم و چند تایی سی دی خریدیم ......

چند تا سی دی آموزشی ، ویژوال استودیو دات نت و سخنرانی های دکتر  شریعتی و کلیپ نایک فوتبال

لذت نقاشی باب راس  و سویت انگلیش و .......

بعد هم یه سری به سالن کتب های عمومی زدیم ... چند تا کتاب اونجا گرفتم ....

بوف کور صادق هدایت و  رمان بیگانه ای با من است نوشته جوی فیلدینگ  از اون جمله کتاب ها بودند..

 

 

 

 

 دلم بد جوری گرفته  .......... آهنگ  Still Got The Blues از  Gary Moore رو گوش می کنم...

گاهی اوقات هست که حتی توی وبلاگ هم نمیشه حرف های دلت را بنویسی . .. اونوقت باید چی کرد؟.

بعضی وقتها هم هست که دوست داری تنها باشی ولی خوب جایی نیست که برای دقایقی تنها باشی ..

 

 

نمیدونم این آهنگ هایی که اینجا معرفی می کنم رو کسی اصلا گوش می کنه؟ اگه حتی یه نفر هم

باشه که این آهنگ ها رو گوش کنه واسه من کافیه ، چون اون وقت هست که میدونم یکی هست که با

شنیدن این آهنگا شاید بتونه یه کمی از اون احساسی که من از گوش کردن این آهنگ ها  بهم دست

میده رو تجربه کنه!  اگه هیچ کسی گوش نمیکنه بگید تا بی دلیل اونا رو آپلود نکنم.!

 

 

 

 

از آن روز که دیوار جدائی ما شکست و دنیای ما یکی شد

او دیگر به من فکر نمی کند ....

کاش از اول می دانستم او دوست دارد به آنسوی دیوار فکر کند.......کاش ....

 

 

غوغایی در درونم برپاست....

 

حدود 10 خط این پست رو موقع  ارسال حذف کردم :( 

 


جمعه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1383
تولد!



  شرار غم ز  وجودم زبانه  می گیرد 
 ز گریه مرغ دلم آب و دانه می گیرد

نه آرزوی بهشتم بود و نه شوق وطن
دلم  به  یاد  مدینه بهانه می گیرد



 میلاد حضرت محمد رسول الله (ص) و امام صادق (ع) را تبریک عرض می کنم.

 جالب اینه که امروز تولد خودمم هست! به جز یه نفر هم هیچکی یادش نبود :))

 همه روز تولد هدیه می گیرند ُ‌ما سنت شکنی می کنیم هدیه می دیم .....

 اولین فلش ساخته خودم رو می تونید اینجا ببینید .. لطفا اشکالات اون رو به بزرگی خودتون ببخشید .. کار اولم هستش دیگه! خیلی جالب نشده اما خوب قابل تحمل هستش!این طور نیست؟

آهنگ خیلی  معروف Together  از Dj bobo  رو هم می تونید از اینجا گوش کنید و یا داونلود ..این آهنگ رو خیلی دوست دارم >:D< 

این کاغذ دیواری زیبا هم که الان روی دسکتاپ من جا خوش کرده رو هم می تونید اینجا ببینید ... شاید شما هم از اون استفاده کردید :)

آهنگ زیبای شور مستی از استاد سراج رو هم اینجا گوش کنید یا دوانلود!

مستان سلامت می کنم ُ جان را غلامت می کنم


این شعر هم تقدیم به خود م !

دیدم خورشید را در خواب که تعبیرش تویی
خواب دریا و شب مهتاب تعبیرش تویی
خواب دیدار تو و فریاد های من که : آی
رفتم از دست ُ‌مرا دریاب تعبیرش تویی  

قربان شما
امید







یکشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1383
بی سرزمین تر از باد

 

باد اسب است

گوش کن چگونه می تازد

از میان دریا ، از میان آسمان

می خواهد مرا با خود ببرد

گوش کن

که چگونه دنیا را به زیر سم دارد

برای بردن من!

مرا درمیان بازوانت پنهان کن

تنها یک امشب 


                                           
پابلو نرودا   

 

 مصطفی  جان امیدوارم هر جا که هستی سالم و سلامت باشی .


شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1383
رهایی



دیشب قلبم اونقدر درد می کرد که نمیتونستم بخوابم ... چشام روی هم نمیرفت .
انگار یه وزنه خیلی سنگین روی قلبم بود .. دوست داشتم داد بزنم اما هیچ صدایی
از توی حنجره ام خارج نمیشد . مثل جنازه ها افتاده بودم . حتی نمیتونستم پتو رو روم
بکشم ُ آخه رو قلبم سنگینی می کرد ... فقط هر از چند گاهی قطرات اشک از چشام
جاری میشد .... خیلی شب سختی بود ..خیلی.........به راحتی نمیتونستم نفس
بکشم ... از اینکه کسی متوجه بشه که بیدارم ترس داشتم ... دوست داشتم یه جای
خلوتی گیر میوردم و داد میزدم ........... بیچاره قلبم چقدر دیشب درد کشید..........
.
.
.
هر طور بود بعد نمیدونم چند ساعت خوابم برد .. یه خواب قشنگی دیدم ..........
.
.
.
خواب دیدم که آزاد شدم ...از این دنیای بی ارزش دور شدم . رفتم اون بالا بالا ها...
الان که بیدار شدم دوست دارم همه چیز رو فراموش کنم ...... تنها و یالغوز به راهم
ادامه میدم .........



دیشب فیلم سینمایی سینما ۴ قشنگ بود ... ای برادر کجایی ؟.....
تکرار پنجشنبه ساعت ۱۵:۱۵  شبکه ۴


+باور کردنی نیست ولی الان دارم آفیس ۲۰۰۳ را با ارتباط dial up  ۳۳/۶kb/s  با سرعت۱۰ تا  ۱۴ کیلو بایت در ثانیه دریافت می کنم!!

+بعد مدت ها هست که دارم آنلاین می نویسم .......


+ اینجا هم می تونید کلی آهنگ باحال از یک گروه متال دانلود کنید .. پیشنهاد من این
آهنگ هستش و پیشنهاد آقا نعما  این آهنگ  هست ... البته من هنوز آهنگ پیشنهادی 
نعما جان رو گوش نکردم ..
من فکر می کردم نعما اسم دختره !! شرمنده نعما جان .... اصل مطلب اینجاست .. 


مه بوس  نوشته :

تنها باری بود که عاشق شدم؛ ۲۰ ساله بودم و دانشجو...یک جلسهء دانشجویی بود. یک لحظه دیدمش و بعد تا پایان مراسم همهء حواسم دنبال شیطنتهای او بود. چند بار دیگر هم او را در همان جلسات دیدم و هر بار با دیدنش حس غریبی وجودم را فرا میگرفت(این بود که فهمیدم عاشقش شده ام) . بعدش از خودم میپرسیدم که چرا؟؟؟؟چرا او؟؟؟؟ ادامه مطلب ..




                  نگاهش با نگاهم کرد برخورد     نمی دانم چرا حالش به هم خورد

                              me










   1       2    >>