X
تبلیغات
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
774383


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

سه‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1382
مشکی رنگ عشقه!


مدتها پیش آموختم که  نباید با خوک کشتی گرفت ، خیلی کثیف می شوی . ولی مهمتر از آن ،

خوک از این کار لذت می برد!                         جرج برنارد شاو

 

 

آیا من حق دارم بگویم ؟! « من راضی به زندگی نیستم یعنی به جبر زنده ام و اگر گناهی می کنم

که حتما می کنم به حساب من نیست . زیرا من اصلا راضی نیستم که پا به این جهان گذاشته ام.

اگر خداوند مرا نمی آفرید. من هم گناه نمی کردم و مجبور نبودم آن همه عذاب آخرت را تحمل کنم  

 

 

+و آهنگی که این بار انتخاب کردم یه آهنگ زیبا و شاد با نام  It's beautiful life   !

 حجم  حدود 420 کیلو بایت. امیدوارم خوشتون بیاد. از اینجا داونلود کنید.


shiva-omid



 مشکی رنگ عشقه!

 

+عشق چه رنگی هست؟ قرمز؟ آبی؟.... تا حالا شنیده بودید که عشق به رنگ مشکی باشه ؟

اینجا عده ای نظرشون اینه که عشق به رنگ مشکی هستش! کلیپ جالبیه !

من که خودم رنگ مشکی رو دوست دارم با دیدن این کلیپ بیشترتر حال کردم!


یکشنبه 27 مهر‌ماه سال 1382
هایده


                                        
احساس های زرد و نارنجی

 

باران می زند.باران می زند

بر برگها باران می زند

بر برگها باران می زند

برگی زرد می افتد بر زمین

رهگذر می گذرد کنار برگ بی تفاوت و بی خیال

خیس می شود زیر سرزنش های سنگین قطرات باران

باران برگ را فراموش می کند

درخت برگ را فراموش می کند

زمین برگ را فراموش می کند

و رهگذر نیز برگ را فراموش می کند

و در آن لحظه

برگ

پاییز را حس می کند و می فهمد که زرد است!




shiva-omid




+اول یه سر حتما به اینجا بزنید! ضرر نمی کنید.

+این بار آهنگ زیبایی از هایده........


شبا همش به میخونه می رم من
                                        سراغ می و پمونه میرم من
تو  این میخونه ها خسته دردم
                                       به دنبال دل خودم می گردم
دلم گم شده پیداش می کنم
                                     اگه عاشقت!‌ وای به حالش...


این آهنگ رو می تونید از اینجا داونلود کنید.
                                    




جمعه 25 مهر‌ماه سال 1382
گلادیاتور

 

«گامهای عابر بزرگ»

 

عشق از  من و نگاه تو تشکیل می شود

گاهی تمام من به تو تبدیل می شود

وقتی به داستان نگاه تو می رسم

یکباره شعر وارد تمثیل می شود

ای عابر بزرگ که با گام های تو

از انتظار پنجره تجلیل می شود

تا کی سکوت و خلوت این کوچه های سرد

بر چشمهای پنجره تحمیل می شود؟

بی شک شبی به پاس غزل های چشم تو

بازار وزن و قافیه تعطیل می شود

آن روز هفت سین اهورایی به
  موعود! با سلام تو تکمیل می شود

shiva-omid

 

+و این بار آهنگ زیبای فیلم گلادیاتور!

خیلی قشنگ هستش . به ویژه وقتی این آهنگ رو آخر شب با هدفن در حالی که چشمهاتون

رو بستید گوش کنید!! برای دو سه دقیقه همه چیز رو فراموش می کنید! واقعا معجزه می کنه!!

این آهنگ رو می تونید از اینجا داونلود کنید.


چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1382
جان پناه و فرامرز اصلانی

                                                       «جان پناه»

مرد دست عروس را در دست پینه بسته داماد گذاشت و به خواهرش که زیر تور

و حریر ، اشک فراق می ریخت ، نگاه کرد .

- عزیزتر ار جانم را به تو می سپارم. خدا یار جفتتان باشد.

پیشانی خواهر دوقلویش را از پشت تور بوسید. اقوام نزدیک ، زیر نور مهتاب ،

برای همراهی عروس و داماد از خانه خارج شدند.

 

برادر کنار بوم نقاشی نشست. قلم مو را در رنگ سفید برد و روی زمینه سیاه ،

عروس سفید پوشی را کشید که باد وحشیانه لباسش را دور تنش می تاباند.

          

                                      ************

 

قلم مو را روی رنگها انداخت . از پنجره به سپیده دم نگاه کرد . از هنگامی که

خواهر را راهی کرده بود ، چند ساعت می گذشت . پنجره را باز کرد . تصویرش

روی شیشه افتاد . موهای سفید کنار شقیقه اش را لمس کرد. بعد از مرگ مادر

و زن گرفتن پدر چقدر زحمت کشیده بود تا خواهر را به سرانجام برساند.

 

شعاع خورشید از شیشه پنجره در چشمانش افتاد. یعنی خواهر خوشبخت

می شد؟ لباس بیرون پوشید. از اتاق به حیاط آمد. و به خیابان و خود را با اولین

 وسیله به گورستان شهر رساند.

خورشید بالا آمده و بر سنگ ها می تابید. پیش رفت و سر بر دامن گوری سه

ساله گذاشت. چشمها را بست.

 

مادر دیشب به خانه بختش فرستادم. دعا کن خوشبخت شود. ساعتی ماند ،

راز و نیازی کرد و بلند شد.

 

                                           ************

 

در خم کوچه بود که او را دید . با لباس تور عروسی و چادری روی آن ، دوید تا به

او رسید.

 

 - چرا اینجا؟!

 - بهم گفت دیگه حق ندارم تو را ببینم.... سر همین حرفمان شد......

 - یعنی تو ... برگشتی؟

 

خواهر با حریر آستین رنگهای چسبیده به موی برادر را پاک کرد و به آن و نمک

چشمان مرد لبخند زد.

 

- آمدم ؛ اما برمی گردیم با هم. باید به شوهرم بگویی برایم هم پدری و هم مادر.

نه فقط برادر. مرد سری تکان داد.

    
 - برویم.



اگه یه روز بری سفر ، بری ز پیشم بی خبر      

                     اسیر رویاها می شم ، دوباره باز تنها می شم.

                                              به شب می گم پیشم بمونه به باد می گم تا صبح بخونه


+ابن بار یکی از معروفترین و زیباترین آهنگ های فرامرز اصلانی رو انتخاب کردم.
این آهنگ رو می تونید از اینجا داونلود کنید.من که خیلی دوست دارمش!


دوشنبه 21 مهر‌ماه سال 1382
پاپیلون


باید خودم باد را متقاعد کنم تا نوزد

             باید خودم حرمت کلبه ام را به دریا گوشزد کنم

زمین جای خطرناکی است

                                  و کسی که باید بیاید

                                                            همیشه دیر می آید.........

 

 

 




پاپیلون

 

یکی از به یادمانی ترین فیلم هایی بوده که هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه!

تلویزیون هم 2 .3 باری اون رو نشون داده . بازم اگه نشون بده نگاه می کنم.

استیو مک کوئین و داستین هافمن واقعا توی این فیلم تاثیر گذار بازی کردند.

 

آهنگ این فیلم یادتون هستش؟(زیبا اما غم بار!)

خیلی زیبا بودش. مخصوصا توی صحنه آخر فیلم که پاپیلون داخل دریا شیرجه می زنه

و در حال تلاش برای دور شدن از جزیره هستش.

اگه دوست دارید  این آهنگ  رو دوباره بشنوید می تونید از اینجا داونلود کنید.


 


   1       2       3    >>