X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767544


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1385
...

 

امشب چقدر خوابم می یاد ....من همیشه شبا بیدار هستم اما نمی دونم چرا امشب

این طوری شدم .....

مجبورم بنویسم تا خوابم نبره امید نگفتی سر چه کاری رفتی ...می خوای ازدواج کنی..

کجا زندگی می کنی برادر خواهر داری یا مثل من تنها هستی می دونستی اسم

قشنگی داری

امید من داره حالم خراب می شه دارم همین طور چرت و پرت می نویسم دیشب باید

می رفتم بیمارستان اما به خاطر تو گفتم فردا صبح می رم یه عالمه بهانه اوردم .....

سرطان همه ریه هام رو گرفته دیگه این اخر داستان منه اگه جواب میل رو بدی دیگه

کسی نیست بخونه کاش امشب بودی

می دونم الان خوابی اما من مثل همه شبای عمرم بیدارم امشب هم به خاطر تو

هر موقع خواستی دل من شاد بشه با یه بچه بازی کن اگه خواستی منو ببوسی بچه ها رو ببوس

یادت باشه اگه یه روز خودت بچه داشتی قصه ی پینوکیو رو بهش بگو بگو مواظب گربه ننه و

روباه مکار باشه

بگو از کجا اومده بهش بادبادک هوا کردن یاد بده نذار تنها بمونه دیگه نمی خواد بهم جواب بدی

تو می دونی چند روز دیگه به عید مونده امشب چرا تموم نمی شه خیلی خوابم می یاد باید

بیدار بمونم

فردا هر چقدر دلم بخواد می خوابم عوض همه شبا که بیدار بودم برای همیشه می خوابم

دیگه خس خس اذیتم نمی کنه دیگه مجبور نیستم همش قرص بخورم فردا هر چقدر دلم بخواد

می خندم

دوازده ساله نخندیدم اخه نمی تونستم دیگه از دست این کپسول لعنتی خسته شدم

اونم از دست من راحت می شه بلاخرم من نفهمیدم درد من چی بود یکی گفت سرطان دارم یکی

گفت تو ناقصی

همشون برا دلخوشی من بود من میدونم چه دردی دارم دلم برا خدا تنگ شده من حرف پدر جپتو

رو گوش نکردم

فرشته ی مهربون رو اذیت کردن اما از فردا دیگه چوبی نیستم یه بچه ی واقعی می شم دیگه

چوبی نیستم

از فردا چوبی نیستم چوبی نیستم من چوبی نیستم میدونستم فرشته ی مهربون ارزوی من براورده

می کنه می دونستم

امید خوابم می یاد دیگه نمی تونم بشینم پا هام داره سرد می شه اینجا چقدر سرده فقط یه آهنگ

مونده باید بفرستم

من خیلی سردمه خدا فقط همین یکی نمی دونم چرا این همه طول می کشه فرستادن اهنگا رو

می گم ف قط یکی مو نده

فکر کن م دارم هذیان می گم دهنم پر خون ش ده نمی تونم ب ریزم بیرون باید قورت ش بدم

وا ی خدا چ ه بده

امید منو ببخش سرف ه ها راحتم نمی ذارن نمی دونم از من چی م ی خوان شاید نتو نم اخر یش

رو برات بفرست م مواظب خ ودت با ش

منو   ببخش