X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767532


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

شنبه 24 آبان‌ماه سال 1382
ماتسوری



شروع شب در نگاه خسته به آوار نشسته زمین

شعرم نمی آید ،

دیر کرده ام ،

و زود آمدنم هم نمی آید .

 

دیر یا زود به قندیل احساست می آویختم

دست به نشانه تسلیم بالا می برد .

زیر پایم خالی می شد

و تنها کمکم خنده های هرزه مردان جوان!

 

مرز سکوتت طالب یک گوشتکوب سنگی است

و آن وقت چشمانت به زیبایی عدول یکباره ات

می خندد بارها!

 

حالا آسیاب چرخنده و تو باید لای پره هایش

بست نشینی تا قیام آن قیامت نگاه

که شاید بچکاند عصاره تند اضطرابش را

و این سیل ریشه کن همه چیز را بکند

و با خود ببرد حتی انتظار طلوع دوباره را

 

آفتاب را ،

 روزی که تکرار نباشد

و برای سجده شامگا هی اش در دست

سجاده بگسترند.

رطوبت همیشگی آن سزینه التیام بخش

آن تن زخمی پر عطش اما مطهر می شود

ستاره آرام می خندد

شب پر از نور است نور

و تلاقی شهرمان پر غرور !


«اگر می خواهی قیمت پول را بدانی قرض کن» 
                                                         فرانکلین


+آهنگ ماتسوری اثر نوازنده طبیعت ! کیتارو.....
از اینجا می تونید داونلود کنید.