X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767532


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

یکشنبه 15 تیر‌ماه سال 1382

چه سخته ! بودن , اما دور بودن ...
چه تلخه ! خواستن اما تعجیل داشتن ...
چه غریبه ! آشنا اما غریب بودن ...
چقدر شیرینه ! دنیای بی ریا داشتن ...
تجربه ی حس و حالی که هرگز نداشته ایی ...
دوست داشتنی که هرگز تا بدین حد نطلبیده ایی ...
عشقی که خواستی و می خواهی ... و خواهی خواست ...
وجودی که مبهم است و گنگ... و تو عاشق این ابهام ...
دلی که پر است از پیچ و خمهایی که هرگز نپیموده ایی ...
چشمهایی که غرق آنهایی ... دستهایی که نیازمندشانی ...
شانه هایی برای راست ایستادنت ... برای گریستنت ...برای طلبیدنت ...
دلی برای تاختنت , کاشتنت , خواستنت ...
دلت تنگ ست برای وسعت حضورش ...
و چشمانت میل باریدن از این جبر زندان رندان را دارند ...
هر کلام و هر نگاه یاد آور سوز جبر جدایی ست ...
و هر قدم که نزدیکتر می شوی دوری راه را بیشتر از پیش می یابی ...
صبر می خواهی ...مرگ جبر را خواهانی ...
شرم داری از خواهشهایت , در عین نعمت خواستن هایت , با وجودش طلب دیگری از خدا داشتنت...
اما صبر را خواهانی ... و خدا تنها تسکین دلت , ناجی امید فردایت و رهایی بخش تمام هستی ات ...

""""""""""""""""""""دوستت دارم """"""""""""""""""""