-
جهان گاوی! و گروه آرین
شنبه 5 مهرماه سال 1382 04:16
با مردم ، می دوم. خیابان پر از جمعیت است. همه ، پیراهن های سرخ پوشیده اند. می خواهم محلشان نگذارم ، ولی نمی شود. بعضی ها بر می گردند و تحریکم می کنند.توی میدان اگر کم بیارم،یک چاقو تا قبضه در گردنم فرو می رود؛ولی اینجا دیگر فقط من مسلحم.اگر آدمها شاخ داشتند،چی می شد؟! نمی گذارند سرت به کار خودت باشد و روی مرز خودت راه...
-
دکتر الهی قمشه ای
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1382 06:14
گه، ابر ز دوری تو گریان کردم گه، سنگ غمت خوردم و پنهان کردم در رهگذر باد نشستم و همه عمر هر قاصدک آمد از تو پرسان کردم +مفهوم جمله ای که در پست قبلی اورده بودم رو مثل اینکه کسی نمی دونست بنابراین اینجا می نویسم. ....ارزنی آمد ، ماش فرستادیم ، نخود آمد.... ....اگر زنی آمد ، ما او را فرستاده ایم ، و او سر خود نیامده...
-
ویگن
سهشنبه 1 مهرماه سال 1382 06:20
آن یار که عهد دوستداری بشکست میرفت و منش گرفته دامان در دست میگفت دگر باره بخوابم بینی پنداشت که بعد از آن مرا خوابی است «سعدی شیرازی» *********************************************** …..ارزنی آمد ، ماش فرستادیم ، نخود آمد ….. +جمله بالا رو تا حالا شنیده بودید؟ البته خیلی طولانی تر از این هستش. کسی مفهوم اصلی این جمله...
-
جاده ابریشم
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1382 06:16
باران گرفت چتر مرا وا کن با من چو زخم کهنه مدارا کن آماده کن عصای غرورم ا شلوار وصله دار مرا تا کن مثل نسیم می گذرم از تو مثل نسیم پنجره را وا کن در قاب کهنه صورت من پیداست در قاب کهنه خوب تماشا کن +کیتارو رو دوست دارید؟ این هم یکی از آهنگ های معروف اون با نام جاده ابریشم که احتمالا خیلی ها شنیدن. اما خوب اگه دوست...
-
مناجات و مدونا
جمعه 28 شهریورماه سال 1382 04:52
« برای اینکه به چیزی برسی که نرسیده ای باید به راهی بروی که نرفته ای » گاندی *********************************************** پس از مناجاتهای مشابه هر شبم که بیشتر حول حوش تو می چرخد دلم نمی اید بگویم شب بخیر ساعتی منتظر می مانم و از همین راه دور می گویم صبح بخیر و تو بیدار می شوی آنجا بی آنکه شنیده باشی. +از میونه...
-
مشخصات انسان الهی
چهارشنبه 26 شهریورماه سال 1382 08:42
« انسانهای منطقی خود را با محیط وفق می دهند ، اما انسانهای غیرمنطقی سعی می کنند محیط را با خود مطابقت دهند.تمام پیشرفت بشر ، حاصل تلاشهای انسانهای غیر منطقی است!» «جرج برنادشاو» + چند وقت پیش توی یه روزنامه خوندم که نوشته بود تحقیقات پژوهشگران نشان می دهدکه دانشجویان رشته کامپیوتر انسانهایی غیر منطقی می باشند. +مشخصات...
-
آسایش
یکشنبه 23 شهریورماه سال 1382 15:31
هر دو خوب میدانیم ... خوب می فهمیم و از راز دل هم خبر داریم ... چه احتیاجی به سخن گفتن است؟! ... حرف زدن چه لزومی دارد؟! ... دستهای حلقه شده در هم ما ... لبخند شیرین ما ... خود گویای مکنونات قلبی ما هستند ... ما بدون آنکه حرفی بزنیم ... از عمق احساسات هم خبر داریم ... از سوز هم آگاهیم ... در قلوب ما ... آسایش...
-
خداحافظی
شنبه 22 شهریورماه سال 1382 22:53
ای شما ای تمام عاشقان هر کجا زیره سایبان دستهای خویش جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید ؟ این دل نجیب را این لجوج دیر باور عجیب را در میان خویش راه میدهید ؟
-
آهنگ لحظات تنهایی من
جمعه 21 شهریورماه سال 1382 16:52
توی این دو سه سال اخیر هر وقت احساس دلتنگی و تنهایی می کردم یه آهنگ بودش که خیلی به من آرامش می داد. هنوزم که هنوزه برام تکراری نشده و دوست دارم گوش بدم. جالب اینه که خیلی متوجه ترانه انگلیسی اون نمی شم! تازه خوانندش رو هم نمی دونم کیه! +خیلی راحت با گوش دادن به این آهنگ اشکم در میاد! خودمم نمی دونم چرا؟ +اگه دوست...
-
خیال
جمعه 21 شهریورماه سال 1382 15:36
وقتی که شانه هایم در زیر بار حادثه می خواست بشکند یک لحظه از خیال پریشان من گذشت بر شانه های تو000 بر شانه های تو می شد اگر سری بگذارم وین بغض درد را از تنگنای سینه برآرم به های های آن جان پناه مهر شاید که می توانست از بار این مصیبت سنگین آسوده ام کند0
-
دکتر شریعتی...
پنجشنبه 20 شهریورماه سال 1382 07:01
«خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظاتی که برای زیستن است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.» « دکتر شریعتی » +اگه دوست داشتید این جملات زیبا رو با صدای گرم و با حرارت خود دکتر شریعتی بشنوید .اونو می تونید از...
-
؟؟
چهارشنبه 19 شهریورماه سال 1382 07:20
سلام به همه +قبل از هر چیزی یه نگاه به اینجا بندازید.جالبه. +از این به بعد اینجا هم هر از گاهی می نویسم .اما انگلیسی. +آخرین نوشته لطیفه خانوم رو هم ببیند.واقعا به خاطر وضعیت بد مادرش متاسفم.براش دعا کنید.خیلی دردناکه.خیلی... چه چیزایی باعث نمیشه که آدم وبلاگ نوشتن رو کنار بزاره.
-
رنگ مرگ
سهشنبه 18 شهریورماه سال 1382 00:42
+گزیده ای از اشعار مجموعه رنگ مرگ سهراب سپهری رو که به صورت کتاب الکترونیکی در اومده رو می تونید از اینجا دریافت کنید. من از این شعرش بیشتر لذت بردم. غمی غمناک شب سردی است، و من افسرده. راه دوری است، و پایی خسته. تیرگی هست و چراغی مرده. می کنم، تنها، از جاده عبور: دور ماندند زمن آدم ها. سایه ای از سر دیوار گذشت، غمی...
-
سرویس دهنده جدید بلاگ
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1382 07:21
سلام به همه دوستان امروز داشتم فارس تک را می خوندم که متوجه یک سرویس دهنده جدید بلاگ شدم.(خارجی)خیلی جالب و با امکانات فراوان. توضیحات بیشتر رو هم می تونید اینجا بخونید. ما هم سه تا واسه روز مبادا ساختیم.روزی که خدای نکرده این بلاک اسکای از ما خسته شه . این و این و این . خلاصله زودتر بجونبید تا تموم نشده!
-
مرگ
یکشنبه 16 شهریورماه سال 1382 03:05
شد ---------> آنچه نبایست میشد و نشد ------>آنچه بایست میشد دانستم----->آنچه را که بایسته ی دانستن نبود و ندانستم-->آنچه را که شایسته دانستن بود گریستم در هنگامه ی سر خوشی های جوانسایی و خنده سر دادم در کشاکش رنج سالخوردگی مرگ را تجربه ها کردم در اوج شور زیستن. و به زندگی برخاستم آنگاه که مرگ آخرین چاره ام...
-
افسوس
شنبه 15 شهریورماه سال 1382 07:28
من رفته ام و از چشمانت خوانده ام که عاشق نبودی من خوا ندم به اندازه ی تمامی قناری ها که تو مسافر بودی افسوس که آن همه عشق را بی جواب گذاشتی افسوس که دستم را پس زدی افسوس که به قلبم اعتماد نکردی افسوس که به چشمهایم تهمت زدی وای که دلم را شکستی کاش می فهمیدی که اگر می خواستی میشد تا اوج بودن پرواز کرد کاش می فهمیدی که...
-
تب انتظار
جمعه 14 شهریورماه سال 1382 06:31
بازم جمعه از راه رسید.... دوباره شهر، تب انتظار می گیرد بیا که با تو زمین،بغض دار می گیرد در التهاب عمیق بلوغ باغچه ها خزان به شوق تو ربگ بهار می گیرد اگر بیایی از اندوه تو و ثانیه ها دلم برای همیشه قرار می گیرد به بی ستارگی آسمان قسم بی تو غروب، طمع غمی ماندگار می گیرد دلی که عشق ندارد در این زمانه مرگ اگر چه آینه...
-
نامه دوست به دوست جون
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1382 05:54
ترا بسیار دوست داشته ام اما اینک تو بوى خوشى هستى که در دوردست هاپر اکنده است. وقتى که شب سپرى مى شود. ترا بسیار دوست داشته ام اما ینک تو سرودى هستى بر لبان جماعت در شب هاى دراز دامن. ترا بسیار دوست داشته ام اما اینک تو پشته اى هستى که ریگستانش همواره دیگرگون مى شود و به هر لحظه، ماهى نو، برمى آید... من اینک ستاره مى...
-
بعضی وقت ها
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1382 00:55
بعضی وقتا اینقدر دلت می گیره که می خوای گریه کنی ، اما نمی تونی بعضی وقتا باید حرف بزنی و چیزی بگی ولی این دهن لعنتی جوری قفل میشه که نمی تونی بازش کنی بعضی وقتا نمی دونی چته !.. ولی میدونی یه چیزی آزارت میده بعضی وقتا ترجیح میدی هیچی نگی و ساکت یه گوشه کز کنی و تو فکرهات غرق بشی بعضی وقتا کارای میکنی و دل بعضی ها رو...
-
تعویق
شنبه 8 شهریورماه سال 1382 05:42
+معمولا زمانی قدر موهبت هایمان را می دانیم که آنها را از دست داده باشیم. +معمولا جمله متاسفم اشتباه کردم را خیلی به تعویق می اندازیم. گاهی اوقات به عزیزانمان آسیب می زنیم آنهایی که در قلب ما جا دارند. و ما اجازه می دهیم مسائل احمقانه زندگی های ما را از هم جدا کند. +معمولا اجازه می دهیم مسائی بی ارزشی به ذهن ما خطور...
-
نظرات شما
جمعه 7 شهریورماه سال 1382 09:00
+خواستم بگم بخش نظرات شما هم راه افتادش!! +توصیه می شه به همه بلاگ اسکایی ها که از این سیستم مجانی توی بلاگشون استفاده کنند.برای این سرویس برید اینجا خیلی جالب هستش. در ضمن دوست جوون معذرت می خوام و اینکه خیلی دوستت دارم!! یعنی نمی تونم نداشته باشم! یادت باشه عشق یه بار به وجود میاد .
-
مسافر آدینه
جمعه 7 شهریورماه سال 1382 04:59
آقا زمان برای زمین تنگ شد؛بیا آواز جاده خیس و بد آهنگ شد؛بیا پر زد دلم به شوق تو در کوچه ها؛ولی سهم دو بال یخ زده ام سنگ شد؛بیا آقا به جان آینه ها ؛مرگ غنچه ها رنگ مناره کهنه و بد رنگ شد؛بیا آقا ببین که پای دلم لنگ شد؛بیا آقا دوباره قایق شوقم به گل نشست فانوس مرد و فاصله آونگ شد؛بیا دیگر برای آینه بستن مجال نیست آقا...
-
اشتباه کردی دوست جوون!
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1382 04:23
چقدر زود دست ناگهان دادی به قاب عکس سپردی به آسمان دادی تمام آیینه ها را بهانه می کردی و بغض خستگی ام را به خزان دادی و ساعتی که خزان را ورق زدم رفتی و دست این غزلم را به بیکران دادی که باز بال پریشان چشمهایم را به ناگهان نگاهت به کهکشان دادی نیامدی و تو را رنگ آسمان کردم نیامدی و به غمها دوباره جان دادی چطوری از دلت...
-
باران اشک دوستانی که......
دوشنبه 3 شهریورماه سال 1382 01:15
«ای کاش می توانستم ای کاش می شد که من هم بتوانم اگر می توانستم من هم اینگونه حرف دلم را به خدای خودم می گفتم.» سال هاست حیاط کوچک خانه ی ما چشم انتظار است. خدایا! ابر به اذن تو گوش می دهد و بغضش به فرمان تو می ترکد؛ به او بگو سری هم به خانه دل ما بزند. خدایا! باغچه ی کوچک خانه ی ما مدتی است که باغبان ندیده و از باد و...
-
زیستن و کلاه قرمزی و سروناز
شنبه 1 شهریورماه سال 1382 06:03
تنها اگر دلی را از شکستن باز دارم به این معناست که بیهوده نزیسته ام اگر تنها از رنجی بکاهم یا بر دردی مرهم بگذارم یا پرنده ای رنجور را به آشیانه بازگردانم حاشا، بیهوده نزیسته ام.---------------> امیلی دیکنسون آهنگ کلاه قرمزی و سروناز تقدیم به دوست جوون
-
قضاوت
پنجشنبه 30 مردادماه سال 1382 06:57
ای خدای بزرگ، به من کمک کن که هر وقت خواستم درباره راه رفتن دیگری قضاوت کنم، قدری با کفش های او راه بروم.
-
زندگی
چهارشنبه 29 مردادماه سال 1382 05:49
هی فلانی زندگی شاید همین باشد؟ یک فریب ساده و کوچک. آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی. من گمانم زندگی باید همین باشد ... زخم خوردن آن هم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست بی گمان باید همین باشد ... زهرا
-
Windy Night
سهشنبه 28 مردادماه سال 1382 20:15
When the angry sky, opens up its mouth, and lays down a belt of rain from the north to the south; Close your windows and close all your doors, and pray for those men who fall upon rocky shores. And when the hungry road, points its finger at your heart, and say, "Stranger follow me, I will show you where to start;"...
-
میلاد کوثر و روز مادر
سهشنبه 28 مردادماه سال 1382 00:31
روز میلاد بانوی دو عالم بر همگی مبارک باد. در زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود تقدیم به همه مادران
-
تنها
شنبه 25 مردادماه سال 1382 00:47
"تنها" آواره ای است پشت شیشه های فروشگاه خیره به آنچه که توان خریدنش را ندارد. "تنها" پناه جویی است که خاطراتش، دوستانش و خانه اش را پشت سر باقی می گذارد. "تنها"ستون پابرجایی است روی ویرانه های یک بنای فرو ریخته و مادری که فرزندانش را از دست داده است فرزندانی که دارویی برای دردهایشان نداشته اند. "تنها" پنجره ای است...