برای دخترم!

 

               poem for lebanonian girl

روح مقدس --sacred spirit

 

دیشب وقتی داشتم می رفتم طرف خونه، توی عباس آباد زنی گفت الهیه

و زدم روی ترمز. انگــــار کسی به من گفت مواظب باش! مواظب زنه باش!

زنه جلــو سوار شد و تا توی بلــوار میرداماد حرفی نزد. اون جا بود که گفت

مرده شــو همه ی دنیا و آدم های کثـــافت ش رو ببره. گفت دل ش میخاد

که یک مـــرد پیدا بشه و  گوش تا گوش ســـرش رو ببره و راحـــت ش کنه.

من چیزی نگفتم. تعجب هم نکردم چون از ایـن جور مسافرها زیاد دیده بودم

توی بزرگـراه مـــدرس که پیچیدم گفت دو سال پیش شوهـــرش به او گفته

میخــاد بـره سفــــر و معلـوم نیست کـی برمی گرده. گفت شوهره یک لات

بی سروپا بوده و الان دو سـاله او و سه تا بچـه ش توی این جهنم بی در و

پیکر رها کرده. گفت مطمئـنه که دیگه اون عوضـــی بر نمیگرده. به ش گفتم

اگه این حرف ها رو برای این می زنه که کرایــه نده من کرایه ای نمی خوام.

گفتم ش من دارم میرم خونه و برای رضــــــای خداوند حاضرم او رو هرجا که

بخواد برسونم. گمون م میخواستم کار خوبی کرده باشم. یعنی در آن لحـظه

به حرف هایی که زده بودی فکر کرده و به خودم گفتم:عباس! حالا وقتـشه.

پرسید: گفتی واسه ی چی این کارو میکنی؟ گفتم: برای رضای خـــداوند. و

یکـــهو ریسه رفت. آن قدر بلند بلند خندید که پیشونیش خـورد به داشبـــورد

ماشین. گفتم ش فکر نمی کنم حرف خنـــده داری زده باشم. گفت اتفــــاقاً

خیلی هم خنده دار بود.گفت چطوره به اون خداوندت بگی از توی آسـمون ش

چند تا اسکناس سبز واسه ی این بیچاره بفرسته پایین. این رو که گفت دوباره

خندش گرفت...

ادامه متن

                                      sacred spirit

یکی دو هفته ای بود که شدیدا دنبال آهنگی از آلبوم روح مقدس بودم که موسیقی برای

سرخپوستان آمریکا هست. توی این آلبوم دو سه تا آهنگ بود که واقعا زیبا بودند و همیشه

از شنیدن اون آرامش عجیبی به من دست میداد. بالاخره با کمک هــــادی عزیز لینک آهنگ

مورد نظر پیدا شد. از اینجا دانلود کنید. دل آدم و زیـر و رو میکنه. توی تلویزیون هم یه زمانی

پخش میشد. حجم حدود 1.2 مگا بایت. اصولا به این جور آهنگا میگم زندگی!

ضمنا یکی دیگه از آهنگ های جالب این آلبوم رو به صورت کلیپ تصویری زیبایی می تــونید

 Yeha Nohaاینجا ببینید.

 

 

+ آموزش اکسل علی توضیح

   از صدتا کتاب و سی دی بهتر! فقط باید از ابتدا دنبالش کرد.

 

+ تیتراژ برنامه عکاسخونه از جمال الدین منبری

   قشنگه. لینک از آی آر تی وی

 

+ Ip Addressing and Subnetting

    مقاله مفیدی برای دوستداران شبکه

 

تو

 

رخت خویش بر بستم از این خاک

همه گفتند با ما آشنا بود

ولیکن کس ندانست این مسافر

چه گفت و با که گفت و از کجا گفت

                                                "اقبال لاهوری"

 

خداییش به درد نبشته روی سنگ قبر نمیخوره؟! تازه، با کلاسم هست! :))

 

بالاخره فرصت شد تا دختر میلیون دلاری رو ببینم. فــیلم فوق العاده ای بود، مثل

تمامی فیـلم های قبلی کلینت ایستــــوود از اون فیـلم هایی بود که میشد ازش

خیلی چیـزا یاد بگیری. بهتره راجع به داستان فیلم هیچ اشاره ای نکنم، مزه اش به

اینه که خودتون ببینیدش. فاصله بین غم و شادی، ناکامی و موفقیت خیلی کمه...

 

 

+ استاد محمد رضا نامی

   خیلی مخلصیم!

 

+ آهنگ زیبای تو از روزبه (از آهنگ های رادیو پیامی)

   تـــو! یه مسافر، یه غریــبه، یه اسیری!

   من! یه پرنــده، یه پرستو، تو کویری...  

 

پ.ن  الهام و داداش هر یک بعد از دیدن این فیلم اونو یک اثر کاملا معمولی دونستند!

 

خدا هم آبی است

 

وقتی طلوع کردی من آن بالا بودم. پشتِ شیشه محوِ تو. آخ که گاهـی پایین

چقدر بهتر از بالاست! تو نمی دانستی من چه بازی غریبی را شروع کرده ام.

تو آن پایین مثل یک حجم آبی می درخشیدی و من به هر چه رنگ آبـــی بود

حسودی ام می شد. بعد هر دو سوارِ آن اسب سفید شدیم که بال نداشت

و فقط مثل دیوانه ها خیابان های سبز را می پیمود و می شمـرد و می بویید

و تمام می کـرد و دوباره می شمرد و تمام می کرد و سه باره می شمرد و

تمام می کرد و دل من چقدر کوچک و تنگ بود. می خواستم بگذارم ش هزار

بار خیابان ها را نمام کند تا دل ام بزرگ شود و باز بزرگ شود و بزرگ تـر شود

و آن قدر بزرگ شود تا تو در آن جا بگیری. اما نشد و نمی شود. تو گفتی برو

آنجا. کنار دیوار. من می خواستم دیوار را آنچنان بکوبم که تکه تکه شود تا هر

دو از بن بست رها شویم اما تو جیغ کشیدی و من به خاطر تو جلــوی دیــوار

ایستادم و هـر دو به دیوار زل زدیم که چه قدر بلند بود و ضخیم بود و سخـت.

دیوار به ناتوانی و حقارت ما پوزخـند می زد و من لــــــج ام گرفته بود. بعــد تو

چشم های سبزت را به من دادی که چه قـــدر آبی بودند و من چشم هام را

به تو و تو هنوز نمی دانستی من چه بازی غریبــی را شروع کرده ام. بعد من

به دست هات خیره شدم و همه معصومیت زندگی را در آن ها دیدم و بر خود

لرزیدم. مثل دریا آبی بودند یا انگار تکه ای از آسمان بودند که روی زمین افتاده

بودند. بعد من با قلم سبزی، تمامی حرمت آن دست های آبی را بوسیـــدم و

فهمیدم که خدا هم آبی است.

                                                            "روی ماه خداوند را ببوس"

 

چند تا پیشنهاد تلویزیونی:

 

- روشنایی های شهر:  یکشنبه شب ها ساعت 21:00 از شبکه دو

  درباره زندگی 4 جوان که با هم دوست هستند. امیر که راوی داستان هم هست

  ماجرا رو به صورت وبلاگ گونه ای بیان میکنه.

 

- سینما یک: سری جدید اون، بزودی پنجشنیه شب ها از شبکه یک  

                 از crash  گرفته تا راننده تاکسی و ...

 

...اولین شب آرامش، کوله پشتی، نرگس، مردم ایران سلام!، دایی سمسام و...

 

 

+ آهنگ زیبایی دیگر از امیر حسین مـــدرس

   یه آینــــــه به من بدین، تا خودمو پیدا کنم

   کلیدی میخام که با اون قفل دلم رو وا کنم

   یه پنجره به من بدین که رو به رویا وا بشه...

   لینک از آی آر تی وی

 

+ یک موسیقی بی کلام از Vanessa Wiliams

   به نظر من که واقعا زیباست!

 

 

 

عطر شقایق

 

توی یکی از همین خونه ها، همین نزدیکی ها، دلِ یکــی آتیش گرفته. از روی

بام هم که نیــگا کنید می بینید که از توی پنجـــره ی یکی از خونــــه ها آتیش

می ریزه بیرون. دل یکی آتیش گرفته. تو اومدی اما کمی دیر. از ته یک خیابون

دراز. مث یک سایه نگرانی. کمی دیر اومدی اما حسابی تجــــلی کردی و دل

یکی رو آتیش زدی. به من می گــن چیزی نگو. نباید هم بگم اما دل یکی داره

آتیش می گیره. دل یکی این جا داره خاکــستر می شه. کمی دیر اومدی اما

یک راست رفتی سر وقت دل یکی و دست کردی تو سینــــه اش و دل ش رو

آوردی بیرون و انداختی تو آتیش و بعد گذاشتی ســــر جاش. واسه ی همینه

که دل یکی آتیش گرفته و داره خاکستر می شه. یکی داره تو چشـــات غرق

میشه. یکی لای شیارهای انگشتات داره گم میشه. یکی داره گُــر می گیره. 

دل یکی آتیش گرفته. کسی یه چیکه آب بریزه رو دل اش شاید خنــــک شه.

میون این همه خونه که خفـــــه خون گرفته اند یک خونه هست که دل یکــی

داره توش خاکستر می شه. یکی هوس کرده بپره تو دستـــــات و خودش رو

غرق کنه. یکی می خواد نیگات کنه. نه، می خواد بشنفتت. می خواد بپــــره

تو صدات. یکی می خواد ورت داره و ببردت اون بـــالا و بذاردت رو کوه و بعــــد

بدوه تا ته دره و از اون جا نیگات کنه. یکی می ترسه از نزدیک تماشــات کنه.

یکی می خواد تو چشات شنا کنه. یکی اینجا سردشه. یکی همه اش شده

زمستون. یکی بغض گیر کرده تو گلوش و داره خفـــه می شه. وقــــتی حـرف

می زدی، یکی نه به چیزایی که می گفتی که به صدات، به محض صــــــدات

گوش می داد. یکی محو شده بود تو صدات. یکی دل تنگه. توی یکی از همین

خونه ها،  همین نزدیکی ها، دل یکی آتیش گرفته. کسی یک چیکه آب بریزه

رو دل اش شاید خنک شه.                         

                                                             "روی ماه خداوند را ببوس"

 

+ آهنگ عطر شقایق از استاد افتخاری

   دلم گرفته امشب، در خلوت شبانه

 

+ دیداری از آسایشگاه سالمندان نشاط مهریز

   حرکتی زیبا

 

+ تجربه دوباره سوختن

  بخش اول ، بخش دوم

  مطلب فوق العاده جالب و قابل تامل در مورد پارتی های شبانه و ...

 

دنبال آهنگی هستم که  توی قسمتی از سریال این هفته اولین شــب آرامش

وقتی نوشین سوار ماشین پیمان شد، از ضبط پیمان پخش می شد. موسیقی

بی کلامی که خیلی خوشگل بود. کسی میدونه اون آهنگ از کیه؟!