شد ---------> آنچه نبایست میشد
و نشد ------>آنچه بایست میشد
دانستم----->آنچه را که بایسته ی دانستن نبود
و ندانستم-->آنچه را که شایسته دانستن بود
گریستم
در هنگامه ی سر خوشی های جوانسایی
و خنده سر دادم
در کشاکش رنج سالخوردگی
مرگ را
تجربه ها کردم
در اوج شور زیستن.
و به زندگی برخاستم
آنگاه که مرگ
آخرین چاره ام بود.