X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767491


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

جمعه 17 آبان‌ماه سال 1387
عبور از ۲۰۰۰

بله! درست حدس زدید! با نگاهی به روزشمار وبلاگ نویسی که در سمت راست وبلاگ قرار داده شده میشه منظور از عبور از 2000 رو متوجه شد! روزی که این وبلاگ ساخته شد اصلا فکرش رو نمیکردم تا اینجا ادامه پیدا کنه! 2000 روز چیز کمی نیست! یک عمره! یکی زندگی هست! در طول این روزها مشکلات مختلفی  پیش اومد که باعث شد که مدتی وفقه در نوشتن به وجود بیاد و بعضی اوقات حتی 2 ماه طول کشید! یادمه یکی دوبار هم بلاگ اسکای ما را تا مرز سکته برد! اما خدا رو شکر که الان چند وقتی هست که دیگه از اون مشکلات نداریم! چند روزی هست که خدمات GPRS و اینترنت همراه اول هم راه اندازی شده و دیروز برای اولین بار وبلاگ خودم رو در 6120 عزیزم رویت کردم. لذت بخش بود. البته خدمات اینترنتی فعلا در روزهای غیر تعطیل از ساعت 23 شب تا 8 صبح و روزهای تعطیل به طور تمام وقت ارائه میشه و بزودی شبانه روزی میشه! ظاهرا این قابلیت فعلا برای سیم کارت های با پیش شماره 0912 فعال هست. برای استفاده از این خدمات باید به سایت همراه اول مراجعه و ثبت نام کنید. به همین دلیل فعالیت تویتری من بعد از یکسال مجددا شروع خواهد شد و بعد از این هر وقت که دلم بخواد (البته فعلا 23:00 تا 8:00) توییت میکنم و میگم چیکار دارم میکنم! هر لحظه، از هر کجا با تویتر!

به مناسبت گذر ار 2000  و نوستالژی سالهای دور  آهنگ  Nostalige رو از خولیو ایگلسیاس تقدیم میکنم به تمامی دوستان. بازم نوستالژی --- >  امروز شبکه 1 سنباد رو نشون میداد!

تولد قاصدک عزیز رو هم بهش تبریک میگم.

Nostalgie...
On se ressemble,
tu es tendre,
moi aussi...
Nostalgie...
Je pense à elle.
Je l'appelle
dans la nuit.

Elle vivait là-bas,
au pays du froid
où le vent, souvent,
m'emporte en rêvant.

Il neigeait du feu,
il pleuvait du bleu,
elle était jolie...
Nostalgie!
Nostalgie...
On se ressemble,
c'est décembre,
ton pays...
Nostalgie...
Tu joues tzigane
sur la gamme
de l'oubli.

Elle avait envie
de brûler sa vie
sous un vrai printemps...
Elle avait vingt ans.

Elle a pris la mer
vers un ciel plus clair,
mais laissant le gris...
Nostalgie...
Un amour d'hiver,
le ciel à l'envers;
c'était la folie...
Nostalgie...

Parfois, sur la mer,
quand la nuit est claire,
son prénom revit...
Nostalgie...
Nostalgie...
Nostalgie!