X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767523


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

شنبه 21 مهر‌ماه سال 1386
زن یا مرد؟‌! مسئله اینست...

 

"فرض کنید می خواهید یک کار تعریف کنید، آن کار این است که یک کوه کنده شود

و در یک دره بزرگ ریخته شود تا هر دو صاف شوند. برای نیروی خانم نمی توانید به

همین سادگی مساله را توصیح دهید، بلکه باید یک بیل به دستش بدهید، ببریدش

پای کوه، بگویید ببین بیل را اینجوری می گیری، اینجوری این خاک را می کنی و

اینجوری در آن چاله می ریزی، لطفا این کار را تکرار کن! باید جزییات کامل کار و تبدیل

یک کار بزرگ را به مساله کوچک انجام دهید وگرنه نمی تواند خواسته شما را به

خوبی اجرا کند، اما در آن سو شما می توانید بروید و وی را به حال خود رها کنید،

اگر سنگ هم از آسمان ببارد، مرتب و منظم، هر روز سروقت می آید و با دقت کاری

که به وی محول کرده اید را انجام می دهد، غر نمی زند، دل به کار می دهد و کار

را همانطور که خواسته اید تا سالها ادامه می دهد (فقط باید مواظبش باشید که

وقتی کوه کاملا کنده شد، کارش را متوقف کنید وگر نه تا تبدیل محل آن به یک چاله

بزرگ به کارش ادامه خواهد داد!) اما اگر این کار را بخواهید به یک آقا بدهید باید

مساله را اینجوری توضیح دهید، "اون کوه را می بینی، بکنش، بریزش اون دره را پرکن"

همین. خودش می داند که چه کند، شاید استفاده از بیل برای کندن کوه به نظرش

احمقانه بیاید و یک ماه تلاش کند و یک بیل مکانیکی اختراع کند و کاری که همان

خانم در یک سال انجام می داد، در یک ماه بعد انجام دهد، شما هم خوشحالید، اما

باید حواستان باشد که سربازی نداشته باشد، باید حواستان باشد که ممکن است

خیلی ناگهانی در حالیکه به شما لبخند می زند، هوس کانادا رفتن به سرش بزند و

کار شما را نیمه کاره رها کند و برود، شاید کسی در حین کار شما پول بیشتری به

وی بدهد و تصمیم بگیرد کوه را برای وی بکند، شاید اصلا حس کند، چرا باید کوه را

کند، بهتر است دره را عمیق تر کرد، شاید یک روز حال کار کردن نباشد، شاید در

عین توافق اولیه، ناگهانی حس کند پول بیشتری می خواهد، شاید ... خلاصه باید

مراقبش باشید!"

ادامه ... منبع

خدائیش مثال باحالیه! :دی

 

تعطیلات بعد از چهل و اندی روز رفته بودم ولایت مادر بزرگوار در همان نگاه اول متوجه

لاغر شدن فرزند شد و بد جوری نگران! بقیه هم همین نظر رو داشتند. ظاهـــرا در این

یک ماه اخیر 5 تا  6 کیلو وزن کم کردم! حال نمی دونم از کم خوابی بوده یا کم خوری؟!

شایدم به خاطر دستپختم بوده باشه که بعضیا چش دیدنش رو نداشتند!

محض اطلاع عرض شود که اون تیکه های قرمز کوچولو در عکس قبل هم فلفل دلمه ای

قرمز رنگ بود!