X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767523


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

جمعه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1385
اندر احوالات سفر رئیس جمهور...

 

نذر کردم که اگر باز آیی چشم نازک بین را به کف پای تو مَرهم سازم

نذر کردم که اگر باز آیی چتــــر گـــــــــل را بــــه در خانه دل رَسم کنـم

و اقاقی ها را بر لب جوی بنشانم بر صف!

به خرامیدن تو بر کشم نغمه داودی را

گر به دروازه این مــــنزل متروک رسی

ترک سازم همه دنیا، همۀ عقبـــــی را

چـه تفاوت بودم گردش لیــل و نهــــــار

که نباشی تو و من باشم و اندوه و غم

و سر به گریبان خویش...

 

گوینده رادیو چقدر زیبا شعر بالا رو دکلمه می کرد

 

*************************************

اومدن رئیس جمهور به استان ما هم جز دردسر چیزی دیگه ای واســـــه ما نداشت.

سه شبانه روز آماده باش بودیم. البته نه اینکه کار مهمی انجام میدادیم. فقط همگی

دور هم جمع شده بودیم. روز پنجشنبه هم که فیلمی بود برای خودش.

جالبترین قسمت ها شامل اینا بود....

 

گروه سرود بزرگی تشکیل شده بود به رهبری رئیس جمهور...

حالا یک دو سه.... همگی یکصدا فریاد بزنید:

انرژی هسته ای حق مسلم ماست...

نه نشد ... یه بار دیگه همگی با هم! حالا...

 

یه جا هم آقای رئیس جمهور سوتی داد و اسم یکی از شهرهای کوچک اطراف را به

اشتباه به جای غَرق آباد ، غُرق آباد خواند که باعث قهقهه ملت شد و آقــای چمران

که اصالتا برای اون طرف ها هست سریع به رئیس جمهور تذکر داد که اصلاح کند.

 

بدجوری نگران حنجره رئیس جمهورم! آخه بنده خدا از اول سخنرانی تـا آخـــر با فریاد

صحبت می کرد، مشخص بود که فشار زیادی بهش وارد میشه. البتـه تـقصیر خودش

یه عده که جلو بودند همش سر و صدا می کردند و حواس آقای احـمدی نژاد رو پـرت

می کردند و با وجود تذکرهای متعدد رئیس جمهور و نماینده مجلس بـازم زر می زدند.

کم مونده بود از کوره در بره بگه مرتیکه بسه! زر نزن! فهمیدم!

 

در ضمن بازم عده ای بیهوش شدند! البته به خاطر گرما و ازدحام زیاد و بی نظمی...

 

مثل اینکه دکتر احمدی نژاد در تمامی شهرها قول یک سالن ورزشی مجهز مخصوص

بانوان و یکی هم مخصوص آقایان داده...بابا دست و دلباز!

 

یکی از بامزه ترین تفریحات این روزها گوش کردن به صدای آبجی های بسیجی بود که

با بی سیم صحبت می کردند و چقد بامزه!!!

کوثر ۲ به گوشم ..هههههه!!!!؟

کوثر ۳ ما از تشنگی اینجا خفه شدیم!؟

‌کوثر ۱ اینجا آبمون کجا بود!!فعلا بگید چند نفرو بفرستند اینجا....  :))

 

 

+ آهنگ سریال هزار دستان

  آهای، شعبون بی مخ کجایی؟!!

 

+ آهنگ سریال پوآرو

   مِقســـــــــی!ِِِ