X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767523


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

جمعه 13 خرداد‌ماه سال 1384
گنجشک و ماه

 

غروب گنجشک گفت:

                        من آزادم و عاشقت هستم

                        تو خیلی زیبایی و خیلی دور.

                        می دانم هرچه پرواز کنم به تو نمی رسم

                        از لب برکه پرید و کنار فانوس کهنه برکه نشست که قرار بود روشن شود.

.......

ماه دلش عجیب گرفته بود.

ماه آن شب

باز هم زیباتر شده بود.

ماه حرف های دلش فراوان بود.

 

*روزگار عجیبیست نازنین ...

 

این نوشته های زیر مربوط به 29 اردیبهشت ماه هست که اون موقع به دلیل از کار افتادن

بلاگ اسکای نتونستم توی وبلاگ قرار بدم...

...........................................................................................................

 

یه دل میگه برم برم

یه دلم میگه نرم نرم

طاقت نداره دلـم دلم

                           بی تو چه کنم ....

 

 

سلام :)

بازم هم فرصتی شد تا بتونم بعد از مدتها بیام شهر خودمون و بتونم بیام نت...

(الیته نیومده باید برگردم!)

اول اینکه نمایشگاه کتاب برگزار شد و برخلاف سالهای گذشته  که  حداکثر 2

بار می رفتم امسال 6 بار رفتم. در حالی که امسال کتاب خاصی مورد نظرم برای

خرید نبود ولی خوب باز کتاب گرفتم .  چند تایی رو نام می برم..

 

بینایی نوشته  ژوزه ساراماگو   (در ادامه کوری )

راه عشق ( تحولات روحی مهاتما گاندی)  ----> کتاب فوق العاده ایه.

دیکشنری اکسفورد (انگلسیی به انگلیسی ) واقعا اورجینالش یه چیز دیگه ای هستش .

در ترازو کانادا .

غریبه ای در دربار انگلیس (زندگی دایانا)

504 Absolutely Essential Words

آنچه مردان درباره زنان می دانند! (این کتاب نوشته محمد صالح علاء (مو قشنگ) هستش

جالب اینکه بدونید تمام صفحات این کتاب سفید هست!  حتی شماره صفحه هم نداره! خیلی

جالبه . به این میگن یه ایده ناب... البته تا حدودی هم به واقعیت نزدیک هست.)

و

.

.

.

نمایشگاه امسال با سالهای گذشته چند تا تفاوت داشت ....

1.       خرید کتاب به شکل چشمگیری کاهش یافته بود.

2.       سالن میلاد که واقعا چرت شده بود!

3.       خدمات بانکی و مخابراتی ضعیف بود. ( البته مثل همیشه )

4.       جمعیت فوق العاده زیاد بود که نزدیک 70 درصد برای گردش و تفریح اومده بودند!

5.       خبری از سیب زمینی سرخ کرده های معروف نمایشگاه نبود : ))

6.       اطلاع رسانی بهتر از سالهای گذشته بود.

7.       امسال چمن های نمایشگاه از حضور خیل علاقمندان بی نصیب موند!

8.       سالن مطبوعات تحت تاثیر انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته بود!

 

چندتایی هم سی دی گرفتم ...

از جمله ... لینوکس توزیع Suse

کارتون Shark Tale  (افسانه کوسه)  از استودیو دریم ورکز.

چند تا هم سی دی توپ موسیقی کلاسیک از  Clyderman و Tangerine dream

.

.

.

*مثل اینکه 18 اردیبهشت تولدم بود. چه زود سالها یکی پس از دیگری داره میگذره...

چندتا از دوستان منو حسابی شرمنده کردند ... ممنون.

27 اردیبهشت هم تولد دوسالگی وبلاگم بودش ... الان دیگه رفته توی سه سال :)

 

*راستی فیلم های در راه خانه و انتشار هم فیلم های جالبی بودند. اونایی که دیده

باشند می دونن چی میگم.

 

سه گانه دنیا ، برزخ ، قیامت.

یکم هم از کژتابی های ذهنم بگم که نتیجه خوندن روزنامه جام جم هستش!

یکی از روزا که با حسین رفته بودم نمایشگاه چند دقیقه ای برای استراحت نشستیم...

جمعیت همین طوری در حال عبور بودند و هر کس به یه سمتی در حال حرکت . بعضی ها

هم که در حال استراحت...

به حسین گفتم ... چی مشیه الان خدا دستش رو بزاره روی دکمه Stop و همه چی ثابت بشه

مردم بی حرکت بشن و یهو صفحه مات بشه... بعدشم یه The End

تیتراژ پایانی فیلم بیاد .... و  دنباله این فیلم به نام برزخ ساخته بشه...بعدشم قیامت ...با همون

بازیگرا و همون عوامل.

حسین گفت در اون صورت جبرئیل حتما منشی صحنه هستش! :))

 

 

+ بزرگان ایران ... واقعا حیفه اینا ایران نیستن!

 

و

 

این نیز بگذرد ...

 

.............................................................................................................................

 

حالا فقط می تونم یه پیشنهاد برای همه کتابخون ها داشته باشم و اون اینه که کتاب

راه عشق (داستان تحول روحی مهاتما گاندی) نوشته اکانت ایسواران را بخونید. شاید بتونم

به جرات بگم اگه این کتاب رو  بی نهایت بارم بخونم باز خسته نمیشم. زندگی گاندی به بیانی

شیرین بیان شده و در واقع داستان زندگی از خردسالی تا پایان عمرش هست...

این کتاب رو وقتی آموزشی  بودم یکی از مربی هامون که اتفاقا خیلی هم دوستش داشتیم

بهموم پیشنهاد داد و  حالا من به شما توصیه می کنم.

 

دو تا از صدها سخنانی که در این کتاب آورده شده رو اینجا می نویسم... ( این کتاب مجموعه سخن

نیستش، بلکه در لابلای اون گنجانده شده)

 

 « هنگامی که فردی از فرد دیگری متنفر است، این خود اوست که به بیماری های جسمی

و احساسی و روحی دچار می شود.هنگامی که عشق می ورزد باز خود اوست که به یک

کل بدل می شود ، نفرت، هلاکت می کند؛ عشق، شفا می دهد. »

 

« در میان تجربه های سخت، درس عالی غلبه بر خشم را آموخته و دانسته ام همانگونه که

گرما، اگر کنترل شود ، به انرژی تبدیل می شود، خشم نیز در صورت مهار شدن می تواند به

نیرویی مبدل گردد که جهان را تکان می دهد. »

 

 

دو تا آهنگم از کلایدرمن میزارم تا برید توی حس!

 

Eroica

 

Another_brith

 

میرم به سوی سرنوشت...