X
تبلیغات
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767564


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

یکشنبه 29 آذر‌ماه سال 1383
نفس های آخر

 


ناگه اجل از کمین برآید که :
منم!

 

ساعت شش غروب دیروز است

و من

با جیب های پر از گریه

از کارخانه به خانه بر می گردم .

تا دستمزد ناچیزم را

- ترضیع نو رسیده دیگر  -

در شیشه کبود پستانکش بچکانم

( سخت است روزگار

و کودکان بد قلق ما هم

نا آمده

از شیر خشک نیدو – و هر مارک دیگری – عقشان می گیرد

و غیر شیره جان ما ، چیزی

در کام های کوچکشان

شیرین نمی نشیند

این کودکان بد قلق ...)

 

ساعت شش غروب امروز است

و من

با جیب های خالی از گریه به خانه بر می گردم

( با دستمال گمشده

و جیب های سوراخ

کدام سکه ایمن خواهد ماند

و این ، به خشت کاغذی افتاده

این چندین گرسنه یک قطره شیر

بگذار احتضار را

از خون ناف خویش بنوشد ...)

 

ساعت شش غروب فرداست

و من

با جیب های پر از گریه ، از گورستان

به خانه باز می گردم

و کارخانه ها همه

در اعتصاب اندوهند .

 

 

*نوشته های پشت کامیونی :

 

فقط خــــــــــدا .

بر نارفیقان شرم باد !

مردانگی افـسانه شــد .

دنبالم نیــا آواره می شی !

به هر کس دل نهادم بی وفا شد .

تا شقــــایق هست زنـدگی بایـد کرد .

همه از مــــرگ می ترسند من از اشتبــاه .

به درویشی قناعت کن که سلطانی خــطر دارد .

خوش رکاب ، صدای اگزوزت لالایی شبهای تنهایی ام است .

می خواهی سفـر کنی؟ با مـن سفر کن که سفــــــرت خـوش بـاد .

ابرو گره مکن که ما دلشکسته ایم ؛ خاکستریم که بر سر آتش نشسته ایم .

 

 

باستان شناس

 

خبرنگار سمج بار دیگر جلوی آگاتا کریستی ، نویسنده داستانهای جنایی را گرفت .

آگاتا کریستی خواست از جلسه خارج شود ، اما او را جلوی خود دید . خبرنــــگار با

لبخند گفت : آخرین پرسش است ، خــواهش می کنم پاسـخ دهـید . شمـا چگونه

می توانید با شوهری که باستان شناس است و هـمه فـکر و ذهنش متوجه دنـیای

قدیم است به سر برید .

آگاتا کریستی به سقف سالن نگاهـی انداخت ، عینک خود را جابه جا کرد و گفت :

همه زنها باید آرزو داشـته باشند که شـوهرشان باستـان شـنـاس باشد . برای آنکه

هر چه پیرتر شوند شوهرشان بیشتر به آنها توجه می کنند !

 

 

 

آخرین لینکاها :

 

+ داستان کوتاه فوق العاده زیبای  شاپرک و گل سرخ  نوشته : سارا

 

+ 12 آلبوم آهنگ حبیب رو می تونید از اینجا داونلود کنید . آهنگ های  معروفی و زیبایی

همچون خرچنگ های مردابی ، مرد تنهای شب و سلام همسایه ....

 

+ داستانک جالب  ما پرتغال ها  ----->  حال و هوای سربازی داره!

 

+ اکستازی از شادی تا مرگ

 

+ آن روزی که یک مسیحی عاشق امام علی (ع) شد .

 

+ شش گام در پیشگیری از سرطان

 

+ کارهای هنری خیلی زیبای یکی از دوستان

 

 

* شمارنده  بالای ستون سمت راست وبلاگ چه با شتاب حرکت میکنه تا به صفر برسه...

یعنی بعد از رد شدن از صفر بازم همینجوری تند تند میگذره ؟

 

دو چشم مست تو خوش می کشند ناز از هم        نمی کنند دو بد مست احتــــــــراز از هم