X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767523


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

یکشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1382
سفر



حرف دل :

  

صدا کن مرا ،

     صدای تو خوب است .

             صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

                                    که در انتهای صمیمیت حزن می روید

 

 

سفر :

 

تلفن زنگ می زنه :

فلانی ، بریم کوهنوردی؟ بریم یه گشتی توی یکی از روستاهای زیبای اطراف بزنیم؟

- بریم ، دادش!

یا علی!

 

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد....

 

 خلاصه این جوریا بودش که .. ما روز جمعه به اتفاق 7 تن از دوستان ساعت 5:00  بعد از ظهر

حرکت کردیم .....

 

از کجاش بگم ؟ از آتش درست کردن .. کنار رودخونه؟ زیارت عاشورا خوندن ساعت 12:00 شب

کنار رودخونه وحشی با اون صدای زیبا .. کنار آتیش؟شیرینی پختن؟

 

رسیدیم به روستا ..

 

وسایل رو گذاشتیم  خونه .. هوا تاریک شده بود و صدای زوزه سگ ها به گوش می رسید....

گفتیم اول بریم یه دوری اطراف بزنیم ببینیم چه خبره :) 

 

بعد که برگشتیم ... یکی از بچه ها که آشپزیش حرف نداشت شروع به کار کرد .........

همین جوری که غذا آماده می شد . همون آقا که لوازم لازم برای شیرینی پزی رو هم تدارک

دیده بود .. برامون نون قندی درست کرد! ...... :)

 

وضو گرفتن توی اون سرما .. با آب یخ چه حالی می داد!

 

شام رو که خوردیم ... حدودای ساعت 11:00 زدیم بیرون .. رفتیم کنار رودخونه و یه آتیش درست و

حسابی را انداختیم .  کلی حرف زدیم .. جوک گفتیم .. زیارت عاشورا خوندیم .. . فال حافظ گرفتیم ..

 

نوبت به فال من که رسید .. یه نیت کردم .... این اومد...

 

عاشق روی جوانی خوش نو خاسته ام          وز خدا شادی این غم به دعا خواسته ام

عاشق و رند و نظربازم و می گویم فاش        تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام

شرمم از خرقه آلوده خود می آیـــــــــــد        که برو پاره صد شعبده پیراسته ام

خوش بسوزد از غمش ای شمع اینک من نیز  به همین کار میان بسته و برخاسته ام

با چنین حیرتم از دست بشد صرفه کار          در غمم افزوده ام آنچ از دل و جان کاسته ام 

 

تفسیرش چی میشه!؟

 

برگشتیم خونه .... ساعت 1:30 بعد نصف شب بود.. خوابیدیم ........

 

صبح زدیم بیرون .. رفتیم کوه ... برگشتیم . نهار خوردیم ....برگشتیم خونه :)

 

دیروز صبح بعد از مدت ها به جای اینکه پشت سیستم نشسته باشم .. توی هوای باز

داشتم حرکت می کردم .. چه لذتی داشت ..

 

 

 

چند تا فلش

 

+این آهنگ آفتابکاران  رو گوش کنید .... به صورت فلش هست..

 

+این فلش باحال رو هم نگا کنید.. این پرنده چقدر قشنگ می خونه :))

 

+ فلش آدم فروش شادمهر عقیلی....

 

 

 

 

دوستان :

 

سایبان عشق .... احتمال زیاد تا حالا بهش سر زده باشید ... وبلاگ زیبایی هست که نویسند

اون یه دختر خیلی خوب و  شاعر  هست .. من  شعراش رو دوست دارم . مطمئنا شما هم

خوشتون میاد... .در ضمن یکی از اون با معرفت هایی هست که کم گیر میاد!

 

 

 

قسمت :

 

+احتمالا من هم با یکی از این کاروان های راهیان نور که جدیدا توی تلویزیون تبلیغ می کنه از طرف

دانشگاه برم به مناطق عملیاتی :) .. بار اولم هست که می رم .. فکر کنم تجربه خوبی باشه :)

 

 

حرف آخر :

 

اگر بار گران بودیم رفتیم ....                   اگر نامهربان بودیم رفتیم....