X
تبلیغات
رایتل
جمعه شبا بی قرارم
صفحه اصلی
My 360
My flickr
My music
My doxdo
My twitter
My del.icio.us
گاه نوشت های من
مکاتبه با بابا لنگ دراز

تعداد بازدیدکنندگان
767564


آخرین نوشته ها
آرشیو ماهانه
 

Locations of visitors to this page

سه‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1382
مسافر و پرنده


زیر این هق هق بارون، یه نفر دلش شکسته
یه نفر شبیه بارون،سرد و بیقرار و خسته
یه نفر که چشم خیسش پره از جاده و عابر
یه نفر پر از امید و انتظار یه مسافر

یه نفر مثل پرنده که دلش تو آسمونه
اما پرهاشو شکستن، رو زمین باید بمونه
رو زمین باید بمونه، بمونه تا بی نهایت
تا یه روزی اون مسافر بیاد و تموم شه غربت

آره، اون مسافری که از میون پیچ و خم ها
میاد و می شکنه یک شب، قفل نفرینی غم را
من همون اسیر غربت، من همون پرنده بودم
تو همون مسافری که شعر چشماشو سرودم

قطب من، مسافر من! بسه قصه
تو بیا تا این پرنده، نمیره از غم دوری